روز هفتم به بعد

 

قرار است دو مجموعه داستان بنویسم: داستان های مترو و داستان های میز بغلی تو کافی شاپ.

قرار است به همه ی دوست هام خیانت کنم و بیاورمشان تو داستان. حتی کج و کوله شان کنم مثل آینه ی محدب.

آفرینش و پراکندگی خیلی به هم شبیهند مخصوصاً وقتی رشته ش از دستت در برود.

 

نظرات 1 + ارسال نظر
ستاره چهارشنبه 7 تیر 1385 ساعت 07:29 ق.ظ http://kolbe-roya.blogsky.com

سلام ببین یه نظر بده آدرستو همیشه داشته باشم آفرین پسرم . متنتم قشنگ بود .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد