قرار است دو مجموعه داستان بنویسم: داستان های مترو و داستان های میز بغلی تو کافی شاپ.
قرار است به همه ی دوست هام خیانت کنم و بیاورمشان تو داستان. حتی کج و کوله شان کنم مثل آینه ی محدب.
آفرینش و پراکندگی خیلی به هم شبیهند مخصوصاً وقتی رشته ش از دستت در برود.
سلام ببین یه نظر بده آدرستو همیشه داشته باشم آفرین پسرم . متنتم قشنگ بود .