عدلِ ظهر

 

امروز بیست و سه سال می گذرد از روزی که بچه ای داشت مرده به دنیا می آمد و پزشکان توی چادر اکسیژن گذاشتندش و زنده شد. فعلاْ که دارد زندگی می کند و دور دنیا می گردد تا بیشتر بداند. دوست دارد چیزهایی ببیند که تعجب کند و لحظه هاش را (چه شاد و چه غمگین) با رنگ های تند رنگ آمیزی کند.

فعلاْ حوصله نوشتن ندارم. سر ظهر است و خستگی:

هیجان

هاج و واج مانده بر آستانه

در

وامانده بدون درخواست

نظرات 2 + ارسال نظر
محمد جواد پنج‌شنبه 29 تیر 1385 ساعت 03:13 ب.ظ http://mohamadimusic.blogsky.com

سلام دوست عزیز موفق باشی وبلاگ جالبی داری دوست عزیز وبلاگ اصلی من http://lovsat.blogsky.com هست این وبلاگ که لینکشو گذاشتم وبلاگطرفداران سعید محمدی هستش دیروز راه اندازیش کردم موفق باشی به جفتشون سر بزن اگه خواستی تبادل لینک هم کنی من پایه هستم اسم وبلاگ شما را در ۲ وبلاگم نه ۳ وبلاگم بگزارم وبلاگ گندم من نستا موفق و پر بیننده است به یاری خدا خواستی من هستم پیروز باشی

جودی آبوت یکشنبه 1 مرداد 1385 ساعت 07:51 ق.ظ http://judy-abbott.blogsky.com

سلام وبلاگه تو تنها وبلاگیه که دوست دارم تمام نوشته هاشو بخونم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد